...

دوستم بهم میگه که این یک ماه که خیلی سرم شلوغ بوده و خیلی کار کردم، خیلی خوب بوده چون خیلی کمتر فکر کردم و فکرم کمتر جاهای غیردلخواه رفته. و من در عجب میمونم. چطور ممکنه کسی از فکر کردن فراری باشه و به کار کردن علاقمند؟ اونم کار کردنی که آنچنان در کنترل و به انتخاب خودت نبوده و نیست، من حاضرم ساعت ها با خودم خلوت کنم و فکر کنم و خودمو روانکاوی کنم تا بالاخره کشف کنم دردی که متحملش هستم از کجا نشئت میگیره و چجوری درستش کنم! ولی امان از کار کردن، اونم کار کردن به فرمان یه آدم دیگه، که کم پیش میاد کاملا بهش اعتماد کنم.

اون یکی دوستم صرفا برای فرار از ایران، در حالی که میدونست وقتی به غیر ایران برسه دیگه وقتی برای سر خاروندن پیدا نمیکنه و باید همش مشغولِ درس و کار باشه، مدت ها درس خوند و زحمت کشید. در مقابل من حاضرم با توسل به این جمله ی گهربار که "از خود به کجا شوی گریزان"، همینجا بمونم و هر چقدر وقت لازم هست بذارم تا ریشه ی مشکل را پیدا کنم و از درون شبیه خارجکیا بشم ولی حاضر نیستم اونهمه درس بخونم. :)

دوست دیگرم، در برنامه ریزی ها و زمانبندیش آنچنان با عجله عمل میکنه که همیشه کاملا آماده در انتظار رسیدن آینده ست، با این حال جدیدا مشکلاتی برای سلامتیش پیش اومده که پزشک فرموده از اعصابشه! و چی باعث اعصاب خوردیشه؟ دوست پسرِ عوضی که زودتر برای ازدواج اقدام نمی کنه و زودتر به مسئولیت های این بشر نمی افزاد! و نقطه ی مقابلش منم که زندگی و وظایفم همیشه سورپرایز میکنن و همش دارم خودمو فحش میدم که چرا زودتر دست به کار نشدم، و مبادا تو این گیر و دار مجبور بشم ازدواج کنم؟!

و آخرش نفهمیدم اونی که از زندگی فراریه، منم یا اینا؟ و اونی که بیشتر نیاز به مشاوره داره منم یا اینا؟ خودم که فکر میکنم منم، با این حال همیشه خودم را در حال مشاوره دادن می یابم!

الهه ۰ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.