...

فهم اینکه یک جو عقل تو کله ی آدمی که در حد یک مرشد قبولش داشته ام، نیست، حسِ اینکه یه روزی به جای اینکه جهت زندگیش رو انتخاب کنه، اجازه داده، جریانِ غالب به زندگیش جهت بده، بسیار ناراحت کننده و مایوس کننده ست برام. و اوضاع زمانی بدتر میشه که حس میکنم همچنان به جای اینکه صادق و شفاف باشه، اصرار داره همه چیز را پیچیده و مبهم کنه جوری که بتونه همچنان در مقام مرشد باقی بمونه.

خب آدم ها و داستان های مبهم همیشه یجورایی جذابند، ولی از نظر من که یه آدم مبهم هیچ زمان نمیتونه یک معلم ساده هم باشه، چه برسه به اینکه مُرشد باشه.

الهه ۰ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.