you're just a vague idiot

همه رو دردناک بودن انتظار اتفاق نظر دارند، ولی انتظار به خودی خود دردناک نیست، اگه دقیقا بدونی تا کی باید منتظر بمونی، بدون اینکه دردی را متحمل بشی منتظر خواهی موند. چیزی که در حقیقت دردناکه ابهامه.
ابهام به هر چیزی که اضافه بشه، ماهیتی دردناک، ترسناک، غیرقابل اعتماد و ظالمانه بهش میده. برای همینه که آدم های مبهم از نظر من بسیار ظالم اند و میدونی جالبیش اینجاست که بعضی از این آدم های مبهم همونقدر که برای من و تو مبهم و ناشناخته اند، برای خودشون هم هستند و این یعنی در عین طفلی و احمق بودن، به نظر ظالم یا قدرتمند یا جذاب میرسند.
نمیدونم الان چرا از این دارم مینویسم.
حس میکنم این حرفا در عین بدیهی بودن، یک کشف محسوب میشن برام، و با آگاه بودن به اینکه ابهام اون چیزیه که اذیتم میکنه و مدیریتش (که چگونگیش را بعدا کشف میکنیم)، میتونم فاک فینگرمو نشونه برم سمت هر چیز و هر کسی که با ابهام خلطه، و ازش میترسم و در مقابلش آسیب پذیرم و بعضا از خودم متنفر، که چرا در رابطه با این بشر من اینقدر بچه کوچولو هستم و صبر ندارم و بهش وابسته ام، یا مثل احمقا فکر میکنم این بشر خیلی قدرتمند و جذابه و من عاشقشم! :))

+من، تو را تو را هنوز یاااااادم هست/ تو نرو نروهامو نشنیــــــــــــــدی... oh really? :))  (ولی حقیقتا این تیکه ی این آهنگو دوست دارم)

++ دارم فکر میکنم دلیل نصف بیشتر کشفیات، و تلاش من برای رُشد و قَدَر شدن، آشنایی و ارتباط با یک موجود سمی بوده! :) من "دُکی" خطابش میکردم و اصرار داشتم به خودم بقبولونم عاشقشم :) خب البته کتمان شدنی نیست که هنوز دوستش میدارم و دلم میخواد  میتونستم سرشو از تنش جدا کنم و بذارم تو الکل و نگاهش کنم گاهی :)

+++ گوشی جدید را خیلی دوست میدارم، با وجود اینکه مدل خیلی topی محسوب نمیشه و در مقایسه با بقیه ی گوشی ها ارزون تر بوده، حس میکنم خیلی پروفشناله، گاها دلم میخواد تعظیم کنم بهش :)
الهه ۰ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.