...

+یکی از نشانه های بلوغ و بزرگ شدن، مطمئنا اینه که افق نگاهت بلند مدت بشه و هر اتفاق یا واکنشی نظرت را به کل، نسبت به خودت، به برنامه ی زندگیت، به پروژه ای که خیلی وقت نیست شروعش کردی، یا به ارتباطت عوض نکنه، و نخوای که همین الان تکلیفت را باهاش مشخص کنی. مثلا من الان بعد از گذشت یک ماه از نوشتنم توی این وبلاگ، قرار نیست تصمیمی در مورد عوض کردن یا نکردن سرویس دهنده م، یا حذف این مطالب و شروع دوباره ی وبلاگم، بگیرم، بلکه باید صبور بمونم، تلاش کنم با این فضا ارتباط بگیرم و بهتر بنویسم، و اگه بعد از یک سال همچنان این مشکل را داشتم اونموقع میتونم بزنم بترکونمش! :)) همچنین فکر میکنم یکی دیگه از نشونه های بلوغ که شاید یکی از نتایج نشونه ی قبلیست، اینه که قادر به شنیدن نظرات متفاوت و احیانا مخالف با نظر خودت هستی، ولی هیچ کدومشون نمیتونن نظرِ مستقلی که داری را 180 درجه اینور اونور کنن.

+هر چی میگذره بیرون اومدنم از این خلوت، و تحمل زندگی معمول و ارتباط های معمولِ اون بیرون برام سخت تر و انرژی بر تر میشه، میدونی؟ حس میکنم بیرون اومدنم همانا و از دست دادن خودم همانا! حس میکنم مشغول میشم و زندگی از دستم میره. البته که در این خلوت هم من دارم به نحو غیرمفیدی (از نظر بقیه) خودم را مشغول میکنم، ولی اقلا اینجا مشغول بودنم در کنترل خودمه و هر آن که خواستم میتونم مشغول نباشم.

+دیشب با خودم فکر کردم، فردا دوباره قدم هام به سمت خوشبختی (در معنای معمول کلمه ش) را از سر می گیرم، بلافاصله اون بچه ی مریض لجباز تنبل درونم که دلش میخواد من همش مشغول فلسفه بافی باشم، ازم پرسید، چرا میخوای خوشبخت شی؟ و خب من بعد از تمام جستجوهایی که به این نتیجه رسوندنم که هیچی مهم نیست، یا بهتره بگیم هیچ چیزی از چیز دیگری مهم تر نیست، جواب قانع کننده ای نداشتم بهش بدم.

+شاید طبق دو تا بند بالا بشه نتیجه گرفت، چیزی که در حقیقت برای من مهمه، اینه که زندگی را از دست ندم، زنده باشم و آگاه از اینکه زنده ام. فارغ از اینکه در نظر دیگران خوشبختم یا بدبخت، موفقم یا ناموفق.
الهه ۰ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"عبور کردن" حسی ست که موقع نوشتن تجربه ش می کنم، عبور کردن از چیزی که در حال حاضر فکر میکنم، میدونم، باور دارم، یاد گرفته ام، یا انجام میدم، عبور کردن از اینی که الان هستم.